نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه

کنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه

به کوی زهدم ای ناصح مخوان از مجلس مستان

به کف یک دانه نقلم بهتر از تسبیح صد دانه

ز گفت و گوی عشق ما برفت از یاد دوران را

مقالات گل و بلبل حدیث شمع و پروانه

چه سازم با تو تازه آشنایی های دیرین را

چو دارد قدر بیش از آشنا پیش تو بیگانه

چو تو سنگم زنی من ناسزا گویم رقیبان را

نجوید جز پی دشنام طفل آزار دیوانه

چو آراید تو را مشاطه در هر حلقه زلفت

هزاران رشته جان بگسلد ز آمد شد شانه

چه باشد کار مردان عشق پس مردانه جان دادن

گرفتی کار مردان پیش جامی باش مردانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر در آن به مستی و حال خوش مستان اشاره می‌کند و از بی‌اعتنایی به نظرات دیگران سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که عشق و شوق او فراتر از کلمات و بحث‌های روزمره است و بهتر از تسبیح و عبادت به محبوب خود نزدیک می‌شود. همچنین، شاعر به ناهمگونی روابط آشنا و بیگانه اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در عشق واقعی، تحقیر و دشنام به رقبا بی‌معنی است. در نهایت، او از جنسیت و مردانگی در عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی مستلزم پذیرش سختی‌ها و فداکاری است.