شمارهٔ ۸۶۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
مغنی به آواز چنگ و چغانه
چه خوش گفت وقت صبوح این ترانه
که ای خواجه برخیز کانفاس عمرت
بود مایه دولت جاودانه
درین بزمگه چند غافل نشینی
ز صوت اغانی و جام مغانه
مباش از می لعل غافل زمانی
که پیداست پایان کار زمانه
غنیمت شمر روز عشرت که داند
که روزی دگر زنده باشیم یا نه
به هر خانه کز دوست یابم نشانی
نتابم سر خدمت از آستانه
به کعبه مرو جامی از خانه خود
که خالی نباشد ازو هیچ خانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زندگی و لذتبردن از لحظات اکنونی است. شاعر، در حالی که به یک مغنی اشاره میکند، از او میخواهد که از عمر گرانبهایش غافل نشود و از فرصتها بهرهبرداری کند. او تأکید میکند که زمان به سرعت میگذرد و ممکن است فردا دیگر زنده نباشیم. به همین خاطر، باید از خوشیهای زندگی مثل آواز و میگساری لذت ببریم و به دوستان و آشنایان رجوع کنیم. شعر در نهایت بر اهمیت استفاده از زمان و تقدیر از لحظات زندگی تأکید دارد.