نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آیینه باش و عکس رخش بین در آینه

مشنو خبر که نیست خبر چون معاینه

گفتم توان جمال تو دیدن به عشوه گفت

گر صاف دل چو آینه باشی هرآینه

ذرات کون آینه‌های جمال اوست

نقشی دگر نموده رخش در هر آینه

صوفی تو خرقه‌پوشی و ما رند جرعه‌نوش

ما بیننا و بینک الا مباینه

جامی چو در تلاطم بحر قدم فتاد

فارغ شد از تموج احداث کاینه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و معاینه جمال الهی می‌پردازد. شاعر به تصویر زیبای معشوق در آینه اشاره می‌کند و می‌گوید تنها با مشاهده دل صاف و پاک می‌توان به حقیقت زیبایی پی برد. او همچنین به نقش‌های مختلف این جمال در آینه‌ها اشاره کرده و می‌گوید هر کدام تصویری متفاوت از حقیقت را نشان می‌دهند. در انتها، شاعر از تمایز بین صوفیانی که تنها ظواهر را دنبال می‌کنند و رندانی که به حقیقت می‌رسند، سخن می‌گوید و تجربه‌ای از رهایی و فهم عمیق را توصیف می‌کند.