شمارهٔ ۸۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای تو را قد خوب و ابرو خوب و زلف و چهره خوب
بر زبان اهل دل نام تو محبوب القلوب
با لب نوشین تو زد لاف شیرینی نبات
مصریان از شهر خود کردند بیرونش به چوب
با تو هر کس را هوای دولت هم خانگی ست
خانه را اول ز گرد هستی خود گو بروب
با دهانت در میان دارد دلم سری نهان
لیس یدری سر قلبی غیر علام الغیوب
گفت با مجنون کسی کای در گناه عشق غرق
تب الی مولی جمیل العفو غفار الذنوب
گفت مجنون کز هوای عشق لیلی می کنم
توبه اما من هوی لیلی فانی لا اتوب
جامی امشب دوستان در رقص عشقند و سماع
رغم زاهد را تو هم دستی بزن پایی بکوب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و عشق عمیق شاعر به او پرداخته است. شاعر از قد و ابرو و زلف و چهره خوب معشوق صحبت میکند و او را محبوب دلها مینامد. همچنین، شاعر به شیرینی لبهای معشوق اشاره میکند و از تاثیر آن بر دیگران سخن میگوید. عشق به معشوق برای همه جذاب است و شاعر به قدرت عشق و غفلت از گناهان در این عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر فضایی از شادی و رقص عشق را در دل دوستان تداعی میکند و از زاهدان میخواهد که در این شادی شرکت کنند.