نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چند گردم بهر لیلی گرد حی

نی ز لیلی پای می‌بینم نه پی

گر بمیرم در غم لیلی خویش

یا کرام الحی لا تاسوا علی

بر زبانم نام لیلی تا به چند

در ضمیرم مهر لیلی تا به کی

ای که از لیلی همی گویی نشان

اینما صادفتها ارسل الی

دیگران از خم می مستند و من

مست لیلی ام نه خم دیده نه می

هر چه جز لیلی برون کردم ز دل

لیس فی قلبی سوی لیلای شی

وایه جامی همین لیلی بود

گر نیاید وایه خود وادی وی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق عمیق و بی‌پایان به لیلی است. شاعر از گرد کردن به دور لیلی و غم و اندوهی که به خاطر او دارد سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که هر چه جز لیلی از دل بیرون کرده، جایی در قلبش ندارد و در می‌تواند مست عشق لیلی باشد. شعر نشان‌دهنده‌ی وابستگی شدید به معشوق و longing (اشتیاق) برای ناامید نشدن از اوست. شاعر در نهایت حسرت می‌خورد که اگر لیلی در زندگی‌اش نباشد، چه بر سرش خواهد آمد.