شمارهٔ ۹۲۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشق و رندم و خراباتی
فارغ از زاهد مناجاتی
در شهود کمال حسن ازل
کل شی ء اراه مرآتی
کل وقت اری محیاه
لیس الا اعز اوقاتی
کل حال اذوق بلواه
لیس الا اجل حالاتی
در خرابات عاشقان شب و روز
من و آن دلبر خراباتی
جرعه ای می کشیم و می کوشیم
فی طریق الهوی کما یاتی
با خراباتیان نشین جامی
بگسل از صوفیان طاماتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای عاشقان و رندهای خراباتی میپردازد. شاعر از زاهدان و کسانی که در عالم مناجات و عبادت هستند، کنار میکشد و به کمال حسن عشق و زیبایی در هر چیز مینگرد. او لحظات زندگی را به عنوان فرصتهای ارزشمند میبیند و در هر حالتی از طعم عشق و بلای آن لذت میبرد. در این مسیر، شاعر و محبوب خراباتیاش با هم مشغول شرابنوشی و سلوک در طریق عشق هستند و از پیوند با صوفیان و زاهدان فاصله میگیرند. در کل، شعر حس عاشقانه و رندانه را به زیبایی منتقل میکند.