شمارهٔ ۹۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آفتاب روی تو عکس فروغ ذات
ظاهر ز زلف و خال و خطت کثرت صفات
زیر نقاب جعد مسلسل رخ تو کرد
شرح بطون ذات و ظهور تعینات
چشمت به عشوه لب به شکرخنده می کند
تفسیر آیه خلق الموت و الحیات
زان تیغ غمزه می برم از جان و دل امید
درویش را چه چاره ز قطع تعلقات
کردم نماز در خم محراب ابرویت
قرت بنور وجهک عینای فی الصلات
زان خارها که در دل من کشتی از جفا
خواهد گل وفات دمیدن پس از وفات
در دام طره های تو جامی اسیر شد
مشکل که افکند پس ازین دام ترهات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذبه محبوبش میپردازد و میگوید که جمال او مانند آفتابی است که وجودش نورانی و پر از صفات عالی است. شاعر از جذابیتهای چشمان و لبهای او به عنوان نشانههای عشق یاد میکند و میگوید که بر اثر این زیباییها، دل و جانش زخمها و غمها را تحمل نمیکند. او در محراب ابروهای محبوبش نماز میگذارد و نور صورت او را حین نماز میبیند. همچنین، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد به خاطر رفتار محبوبش صحبت میکند و به گرمی عشق و وفات عشق اشاره میکند. در نهایت، به حالتی از انفعال و اسیری در برابر زیباییهای محبوب اشاره میکند و از دشواریهای مواجهه با این عشق سخن میگوید.