شمارهٔ ۹۴۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای فسون چشم مستت مایه دیوانگی
آشنایان تو را از خویش هم بیگانگی
شمع رخسار تو هر جا برفروزد بزم حسن
از خدا خواهند خوبان دولت پروانگی
شیوه رندان چه داند زاهد خلوت نشین
جلوه طاووس کی آید ز مرغ خانگی
بگذر از طور خرد کاندر طریق عشق هست
عاقلی دیوانگی دیوانگی فرزانگی
ای که گویی شیوه مردانست صبر از روی خوب
خیز کز جامی نخواهد آمد این مردانگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چشمان محبوب اشاره دارد و میگوید که این زیبایی باعث دیوانگی عاشق میشود. محبوبی که به دیگران نیز بیتفاوت است و ارتباطات را فراموش کرده است. زیبایی او در هر جایی میدرخشد و دیگران آرزو دارند مانند پروانه به دور او بچرخند. شاعر به تضاد بین زاهدان و رندان اشاره میکند و میگوید که عشق و زیبایی فراتر از عقل و خرد است. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که بیشتر از صبر و تحمل فراتر برود و به خاطر عشق دست به عمل بزند.