نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

عقل از تو چه دریابد تا وصف تو اندیشد

در عقل نمی گنجی در وصف نمی آیی

پنهانی تو پیدا پیدایی تو پنهان

هم از همه پنهانی هم بر همه پیدایی

زان سایه که افکندی بر خاک گه جلوه

دارند همه خوبان سرمایه زیبایی

بی پرده آب و گل ما را ننمایی رو

خورشید درخشان را تا کی به گل اندایی

ای گشته عیان هر جا هر جا که شوی پیدا

گردد ز غمت شیدا صد عاشق هر جایی

جامی ز دویی بگسل یکروی شو و یکدل

باشد که کنی منزل در عالم یکتایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن اشعاری است که عشق و زیبایی را وصف می‌کند. شاعر به تغییرات زیبایی معشوق اشاره دارد و می‌گوید که عقل نمی‌تواند او را به درستی درک کند. او هم پنهان است و هم پیدا، و زیبایی‌اش باعث جذب دیگران می‌شود. شاعر از معشوق می‌خواهد که بدون حجاب خود را نشان دهد و به او می‌گوید که عشقش در هر جایی که باشد، دل‌ها را شیدا می‌کند. در پایان، دعوت به وحدت و یکدلی می‌کند تا به شادی و یکتایی دست یابند.