شمارهٔ ۹۹۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با همه سنگدلان ساغر گلرنگ زنی
جرم ما چیست که بر ساغر ما سنگ زنی
ما همه بر سر صلحیم سبب چیست که تو
سنگ بیداد به کف کرده در جنگ زنی
رخ نمایی شکنی قدر همه مشک خطان
لشکر روم کشی بر سپه زنگ زنی
گر نواساز و غزل خوان کنی آهنگ سماع
راه بر نغمه سرایان خوش آهنگ زنی
دل چو شانه شود از رشک به صد شاخ مرا
شانه چون در شکن طره شبرنگ زنی
چاک زد باد صبا جیب سمن ای مطرب
وقت آن ست که در دامن گل چنگ زنی
فسحت قدس بود جای اقامت جامی
تا به کی خیمه درین مرحله تنگ زنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بررسی تناقضها و تضادهای موجود در زندگی و روابط انسانی میپردازد. او از سنگدلی و بیرحمی دیگران گلایه میکند و سوال میکند که چرا با وجود تلاش برای ایجاد صلح و دوستی، هنوز مورد ظلم و ستم واقع میشود. او به تصویر افرادی اشاره میکند که در ظاهر زیبا به نظر میرسند اما در باطن مجروح کننده هستند. همچنین به خنیاگران و خلق ملودیهای زیبا اشاره میکند که در مقابل بیعدالتیها و غمها قرار دارند. در نهایت، شاعر از محدودیتهای زندگی میگوید و اینکه انسانها میخواهند در فضای بزرگتری زندگی کنند اما در تنگنا هستند.