شمارهٔ ۱ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
انما الله واحد و احد
صمد لم یلد و لم یولد
لایضاهیه فی الوجود سوی
لایکافیه فی البقاء احد
الذی یمسک السماء الی
امد شائه بغیر عمد
عزه دائم الی الاباد
ملکه قائم الی السرمد
نقش پیوند بارگاه ازل
کارپرداز کارگاه ابد
دفتر صنع او نخواسته است
از ورق رونق از مداد مدد
نورسان ریاض قدرت او
همه حورا جبین و طوبی قد
تازه خیزان باغ حکمت او
هم سنبل عذار و نسرین خد
ما هم طالبیم و او مطلوب
ما همه قاصدیم و او مقصد
او قدیم است و مابقی محدث
او محیط است و کائنات زبد
وحدت صرف دان حقیقت او
لیک بنموده از لباس عدد
فهو راض کما هو المرضی
و هو هاد کما هو المهتد
برتر آمد سپهر معرفتش
از عروج مهندسان به رصد
بنده جامی که از تحول حال
می شود گه مرید گه مرتد
همتی بایدش خلاص شده
زاحترام قبول و ذلت رد
دیده لایزال نادیده
از غبار وجود غیر رمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یکتایی و صفات خداوند است. شاعر تاکید میکند که خداوند واحد، بینظیر و مستقل از دیگر موجودات است. او نه زاده شده و نه فرزندی دارد و هیچ چیز نمیتواند او را در وجود یا بقا مشابه قرار دهد. خداوند آسمانها را بدون ستون نگه میدارد و سلطنتش همیشگی و پایدار است. شاعر همچنین به زیباییهای آفرینش و حکمت خدا اشاره میکند و بیان میکند که انسانها در جستجوی خداوند و خواستهی او هستند. در این مسیر، خداوند قدیم و موجودات دیگر جدیدند. او همهچیز را در بر میگیرد و حقیقت او فراتر از آن است که در عدد و شمار قابل تعریف باشد. در انتها، شاعر بر اهمیت خلوص نیت و آزادگی در پرستش خداوند تاکید میکند و به چالشهای وجود انسان در درک حقیقت الهی اشاره میکند.