نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد

دعوی توبه درین وقت چه ناخوش باشد

صفت جام جهان بین که حکیمان گویند

رمزی از جام بلور و می بی غش باشد

مدعی گر نخورد می بگذارش که مدام

خاطر از وسوسه زهد مشوش باشد

آتشین می به کفم نه که جز این آتش نیست

رند میخواره که مستوجب آتش باشد

از دل غیب نما نقش خط و خال بشوی

روی آیینه نشاید که منقش باشد

بر حذر باش درین خوابگه عیش مباد

تیغها تعبیه اش در ته مفرش باشد

از سبو باده کشد دلشده جامی نه ز جام

رند باید که درین شیوه سبوکش باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از باده و لذت‌های زندگي می‌پردازد و به نوعی فلسفه لذت‌گرایی را بیان می‌کند. شاعر می‌گوید که اگر باده صاف و بدون ناخالصی باشد و ساقی زیبا و دل‌ربا باشد، توبه در این حالت خوشایند نیست. او به وصف جامی اشاره می‌کند که حکیمان از آن سخن می‌گویند و این جام نماد بینش و آگاهی است. شاعر هشدار می‌دهد که در این دنیا مواظب وسوسه‌ها و تزویرها باشیم و بر لذت‌های واقعی تکیه کنیم، زیرا در دل حرارت و اشتیاق برای زندگی واقعی وجود دارد. به طور کلی، این شعر بر لذت از زندگی و دوری از ریا و ظاهرسازی تأکید دارد.