نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

یار به کف ساغر شراب درآمد

مست به قتل من خراب درآمد

خاصیت می نگر که از نظر من

ماه برون رفت و آفتاب درآمد

جلوه گل را چو دید با همه مرغان

بلبل بیدل به اضطراب درآمد

دل ز رخش دور میل چشمه خور کرد

ز آرزوی آب در سراب درآمد

تیغ دگر زد به چاک سینه ریشم

باز درین جوی رفته آب درآمد

یاد من آمد سرود ناله چو دردی

در دلم از نغمه رباب درآمد

دید چو جامی بلندپایه خسرو

بیهده در معرض جواب درآمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویر کشیدن حالت مستی و عشق می‌پردازد. او از لحظه‌ای سخن می‌گوید که یار در دستش ساغر شراب قرار می‌دهد و او در اثر شیفتگی، به حالتی خراب و مست درمی‌آید. شاعر به خاصیت می اشاره می‌کند که باعث شده شب و روز در هم بریزد، و دل بلبل از دیدن گل به اضطراب می‌افتد. همچنین، شاعر از دلش که به دنبال آب (عشق) است صحبت می‌کند و به چاک سینه‌اش که دوباره به سراب (وهم) می‌رسد، اشاره می‌کند. در نهایت، به یاد نغمه‌ای دل‌انگیز و جامی گران‌قدر از خسرو، ابراز ناامیدی می‌کند. این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و حال مستی را توصیف می‌کند.