شمارهٔ ۱۱۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
ز دود آه شبگون خیمه بر افلاک خواهم زد
چو آیی از سفر تا گیرمت بی پیرهن در بر
ز شوق تو گریبان تا به دامان چاک خواهم زد
به سر خواهم ز جورت خاک کردن چون کنی جلوه
بدین حیله به چشم اهل غرض را خاک خواهم زد
چو تو زهرم دهی جانا طبیبم گو میا بر سر
که سنگش بی لبت بر حقه تریاک خواهم زد
ز خاشاک است گلبن خرمنی گر با رخت لافد
به جای گل ز آهش شعله در خاشاک خواهم زد
پس از کشتن به خاکم گر سواره بگذری روزی
ز زیر خاک دستت در خم فتراک خواهم زد
چو جامی دفتر نام بتان خواهد ز من نامت
رقم در وی بت خوانخواره بی باک خواهم زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف عمیق عاشقانه و اندوه شاعر میپردازد. شاعر از شدت عشق و دلتنگیاش میگوید که چقدر مایل است به وسیلهٔ آههایش بر افلاک اثر بگذارد و به یاد معشوقش به هر کاری دست بزند. او دربارهٔ شوق دیدار معشوق و بیقراریاش صحبت میکند و میگوید که حتی حاضر است خاک شود و در عشق او فدای خود کند. همچنین به مفهوم فراق و یاد معشوق و تأثیراتی که وجود او در زندگیش داشته، اشاره دارد. شاعر در نهایت اظهار میکند که پس از مرگ نیز یاد و نام معشوق را بر دل و زندگیاش حک خواهد کرد. این شعر احساسی و تصوری از عشق عمیق و فراق را به تصویر میکشد.