نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوستان از ناله زارم صدایی بشنوید

وز خروش سیل اشکم ماجرایی بشنوید

مجلس انس است دور از وحشت بیگانگان

ز آشنایی داستان آشنایی بشنوید

شرح اسراری که شاهان محرم آن نیستند

از زبان بی سر و سامان گدایی بشنوید

رهروان کعبه را باید سخن در راه گفت

این سخن گفته ست با من رهنمایی بشنوید

بر در کعبه چو محرومید از لحن صریر

ز اشتران قافله بانگ درایی بشنوید

تشنه ماندن در بیابان چند بردارید گام

از لب زمزم به هر تشنه صلایی بشنوید

می کشد جامی نفیر از شوق خار بادیه

عندلیبی می زند بر گل نوایی بشنوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوستانش می‌خواهد به ناله‌ها و اشک‌هایش گوش دهند و از ماجراهای درونی‌اش باخبر شوند. او شرح می‌دهد که در مجلسی دوستانه و دور از غم و اندوه بیگانگان است و داستان‌هایی از آشنایی و ارتباطات عمیق را روایت می‌کند. شاعر به اسرار و رازهایی اشاره می‌کند که شاهان از آنها بی‌خبرند و او به عنوان کسی بی‌سر و سامان، این اسرار را فاش می‌کند. همچنین او به رهروان کعبه توصیه می‌کند که باید در مسیر خود به سخن گوش دهند. در ادامه، به تشنگی و کم آبی در بیابان اشاره می کند و از زیبایی و شوری که در جاهای مقدس وجود دارد، می‌گوید. شاعر به عشق و زیبایی در دل طبیعت اشاره کرده و از شور و حالی که در دل عاشقان به وجود می‌آورد صحبت می‌کند.