شمارهٔ ۱۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را
که قبله گاه کنم خیمه گاه سلمی را
چو نیست روی توجه به خیمه گاه ویم
به سوی کعبه کنم روی خود تسلی را
خیال قامت او کار سربلندان است
حریم سدره بود جا درخت طوبی را
گشاد گوشه برقع ز رویش ای صوفی
بیا مشاهده کن معنی تجلی را
به آستانه میخانه کی توان زد دست
به زیرپای نکرده سپهر اعلا را
به سجع و قافیه جامی همیشه مایل بود
ز بهر بستن زیور عروس معنا را
هجوم عشق تو ناگه رسید و یکسر برد
ز خاطرش هوس شعر و ذوق انشا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از عشق و تمایل به حقیقت و معانی عمیق سخن میگوید. شاعر در نبردی داخلی برای دستیابی به حقیقت و قرب به خداوند، کعبه را به عنوان قبله خود معرفی میکند. او به زیبایی و جذابیت وجود معشوق اشاره کرده و از شدت عشقش به او، ذوق شعر و نویسندگیاش را تحت تاثیر قرار گرفته است. در این میان، او به خلوت و سکونتی پرداخته که در آن میتواند به معانی عمیق دست یابد و از لذتهای دنیوی فراتر برود. این شعر در واقع تجلی عشق و تلاش برای دستیابی به حقیقت و زیبایی روحانی است.