نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عارض ز خط آراسته شد نوش لبم را

برهم زد ازان عارض و خط روز و شبم را

آن نخل طرب را چو گزیدم لب شیرین

گفتا که مکن خسته ز دندان رطبم را

دل داشت نوای طربی فرقت آن ماه

با ناله بدل کرد نوای طربم را

دارم به تو روی از همه زان دم که نهادند

در قبضه عشق تو زمام طلبم را

تب لرزه ام از آه خود از زلف کرم کن

تاری که ازان رشته ببندند تبم را

محجوبم ازان عارض خوب از سبب زلف

یارب بکش از پیش حجاب سببم را

گفت از لب میگون تو جامی سخنی چند

بفروخت به می دفتر فضل و ادبم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از تاثیر زیبایی‌های معشوق بر جان و دل خود سخن می‌گوید و به نوعی در حسرت و شوق آن محبوب غرق شده است. او از لطافت لبان معشوق و عارض‌ زیبای او سخن می‌گوید که باعث شده احساساتی چون طرب و شوق در دلش ایجاد شود. همچنین شاعر به سختی‌های جدایی و تاثیر آن بر حال و روز خود اشاره می‌کند و از خداوند می‌خواهد که حجاب‌های عشق را از پیش او بردارد. در نهایت به نعمت‌های عشق و ادب اشاره می‌کند و از شراب عشق و کلام محبوب سخن می‌گوید.