نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عاشقان از خطت چو یاد کنند

از سویدای دل مداد کنند

نامه شوق او به کلک مژه

بر بیاض بصر سواد کنند

مرده را جان مده ز لب که مباد

از بشر بیشت اعتقاد کنند

جان و دل بی تو روی در عدم اند

روی بنما که خیر باد کنند

سایلان سرشک گر مروم

جز به کویت کی ایستاد کنند

عهد تو سست و وعده ات نه درست

بر تو مردم چه اعتماد کنند

هرگز اهل نظر نبینندت

که نه آغاز «ان یکاد» کنند

چون رسی خوی کنان به باغ سزد

که به گل همدمانت باد کنند

جامیان سرشدی به علم نظر

شاید ار نامت اوستاد کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و longing (یار خواهی) است. شاعر بیان می‌کند که عاشقان وقتی به محبوبشان فکر می‌کنند، دلشان پر از احساسات می‌شود و تلاش می‌کنند تا عشق را با نوشتن و ارتباط برقرار کردن ابراز کنند. او به نوعی حسرت و ناکامی در عشق را نشان می‌دهد، زیرا عشق بدون توجه و اعتماد متقابل نمی‌تواند پایدار باشد. در این شعر همچنین اشاره به سختی‌ها و کمبودها در روابط عاشقانه و این که انسان‌ها به خاطر عدم وفاداری و بی‌اعتنایی یکدیگر دچار درد و رنج می‌شوند، وجود دارد. در نهایت، شاعر از زیبایی و خوشی‌هایی که ممکن است در کنار محبوب به دست آید نیز یاد می‌کند.