شمارهٔ ۱۸۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس
سر ازین سهم کشد در سپر زر نرگس
جام زر بین که ز اثنای چو سیم انگشتان
چون نموده ست چو خوبان سمنبر نرگس
گنج قارون بدر آورد همانا ز زمین
که چنین از زر و سیم است توانگر نرگس
آبروی دگر آورد چمن را که نوشت
بر مطول الفی میم مدور نرگس
هست مستی که ز گل سرزده در حشر بهار
سرخوش از کاسه سر ساخته ساغر نرگس
طرفه مرغیست که دارد به چمن چون طاووس
از زر ناب گلی تعبیه در پر نرگس
قدر نسرین و گل از شاخ بلند است ولی
بر لب جوی بود از همه برتر نرگس
به هواداری والا علم دولت شاه
چشم بنهاده به بالای صنوبر نرگس
جامی آسا همه تن چشم شده تا که کند
التماس نظر از شاه دلاور نرگس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت گل نرگس است. شاعر به توصیف ویژگیهای خاص این گل میپردازد و آن را با چیزهای باارزش و زیبا مانند طلا و جواهرات مقایسه میکند. نرگس نه تنها زیبایی ظاهری دارد، بلکه به نوعی نماد خوشبختی و شادی نیز است. در نهایت، شاعر به جایگاه والای نرگس در میان گلها اشاره میکند و از آن به عنوان موجودی برجسته و خاص یاد میکند که توجه و دلخواهی دیگران را جلب میکند.