شمارهٔ ۱۹۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارض
بنفشه زار بود خط و گلستان عارض
قد تو سرو و تنت گل رخ ارغوان آمد
که دیده سرو گل اندام ارغوان عارض
ثبات و صبر و قرار دلم تمام به توست
خدای را که ز چشمم مکن نهان عارض
زمین شود همه مشک و گلاب چون تو روی
به راه مشک فشان زلف و خوی چکان عارض
رخت چو دیدم اشارت کنان آنک ماه
شد از اشارت دست منت نشان عارض
ز گل خجل شود از لاله منفعل گردد
به باغ اگر بنمایی به باغبان عارض
نما به تربیت قهر و لطف جامی را
زمان زمان سر زلف و زمان زمان عارض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق نوشته شده است. شاعر در وصف چهره و اندام معشوق از تشبیهات مختلفی استفاده میکند و او را به گل و سرو تشبیه میکند. همچنین بر قدرت جاذبه و تاثیر نگاه معشوق بر دل اشاره میکند و میگوید که همه زیباییها و خوشبوئیها به خاطر وجود اوست. شاعر آرزو دارد که معشوق همیشه در نظر او بماند و او را از چشم دور نکند. در نهایت، به زیبایی عشق و تاثیر آن بر زندگی و دل میپردازد.