نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ساقی بیار آن باده پاک

بشو حرف مرا زین تخته خاک

که بند پای گشته حرف هستی

نشاید رفت ازین راه خطرناک

بود آسان نما ادراک مقصود

ولی مشکل بود ادراک ادراک

همی بینی ولیکن دید خود را

نبینی این نه بیناییست ماناک

ز خارستان طبع اندر دوچشمت

خلیده گوییا خار است و خاشاک

عجبتر آنکه هرگز یک سر موی

ز نابینایی خود نیستت باک

چو نرگس چشمها بگشاده جامی

به کوری ساختی حاشاک حاشاک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که باده‌ای پاک بیاورد تا او بتواند به حقیقت و معانی عمیق‌تر زندگی دست یابد. او اشاره می‌کند که زندگی پر از خطراتی است و درک واقعی مقصود کار آسانی نیست. شاعر به تضاد بین دیدن و درک کردن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که انسان ممکن است ببیند، اما در واقع از چشم خود نسبت به حقیقت کور باشد. او به دشواری درک واقعیات و همچنین نابینایی درونی اشاره می‌کند، و در نهایت نسبت به غفلت از خطاهای خود، تأکید می‌کند. این شعر به عمق تفکر، شناخت و درک انسان پرداخته و بار دیگر بر اهمیت خودآگاهی تأکید می‌کند.