شمارهٔ ۲۱۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکس آرد دامن صلحت به چنگ
بر سر اینست ما را با تو جنگ
صحبت تنگ تو با بیگانگان
آشنایان را همی آرد به تنگ
محنت هجر تو پاید سالها
دولت وصل تو باشد بی درنگ
مهر خطت را هنر داند دلم
گرچه باشد عیب بر آیینه زنگ
چهره ام شد کهربا اشکم عقیق
بیش ازینم نیست از لعل تو رنگ
کی رسد در عشق عقل تیزپای
چون رود با مرکب جم مور لنگ
نیکنامی کم طلب جامی که هست
عشقبازان را ز نام نیک ننگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر به جنگ عشقی اشاره دارد که در آن، کسی که در پی آرامش است، با دشواریهای رابطه مواجه میشود. ارتباط صمیمی او با معشوق، دیگران را دچار مشکل کرده و سالها غم و جدایی را تحمل کرده است. در عین حال، وصال و نزدیکی به معشوق برای او بسیار ارزشمند است. شاعر از زیبایی و هنرمندی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق، فراتر از عقل و منطق است. در نهایت، او به نیکنامی در عشق اشاره میکند و درمییابد که عشق واقعی نیازی به شهرت و نام نیک ندارد.