شمارهٔ ۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها
که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفلها
دلم آن موج زن دریاست ز اوصاف جمال تو
که افتد صد صدف گوهر ز هر موجش به ساحلها
به عزت باش با دلهای عالی همت ای خواجه
که گر افتی ز بام آسمان بهتر کزین دلها
چو هر منزل که لیلی کرده جا کعبهست مجنون را
به قصد کعبه مجنون را چه حاجت قطع منزلها
چو محمل را درون خالی بود از محملآرایی
به زیورها چه سود آراستن بیرون محملها
کجا گردد به فکر عقل مشکلهای عاشق حل
که صد مشکل دگر پیش آیدش از حل مشکلها
چو افتد مشکلی جامی به ساقی گوی چون حافظ
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق و دلباختگی اشاره دارد. شاعر از هلالی (ماه) میگوید که به اندازهی کامل شدن خورشید زیبایی ندارد و از شور و حال دلی که تحت تأثیر جمال محبوبش است، سخن میگوید. او بیان میکند که عشق و دلباختگی به گونهای است که هر مشکل عاشق را در نظرش بزرگ میکند و حل مشکلات را دشوار میسازد. همچنین، به اهمیت خودِ شکل ظاهری و زینتهای غیرضروری در عشق اشاره دارد، زیرا اصل عشق و احساس درون است که اهمیت دارد. در پایان از ساقی میخواهد تا جامی پر کند و نوشيدني را به او بدهد، به نوعی دعوت به جشن و شادی در دل عشق است.