شمارهٔ ۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکلها
ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها
چو گردد کعبه رو لیلی ز مجنون بیش ازین ناید
که ریزد خون دل از دیده بر آثار منزلها
ز هر محمل چو آید بوی لیلی جای آن دارد
که گردد اشک مجنون قطره زن دنبال محملها
بمیر از خویش تا زین موج خیز غم امان یابی
که شخص مرده را زود افکند دریا به ساحلها
نه لالهست آن دمیده گرد کویت ز اشک محرومان
حبابی چند گویی خاست از خونابه دلها
به صد ذلت سر من و آستان پیر میخانه
به شیخ محترم بادا مسلم صدر محفلها
به خواب ار شعلههای نور گردد گرد تو جامی
بشمس الراح عبرها و دور الکاس اولها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عاشقانه و عارفانه پرداخته و حالتی از درد و longing را بیان میکند. شاعر با خطاب به ساقی میگوید که مشکلها را حل کرده و در پی نوشیدن مشروبات است. اشاره به عشق مجنون به لیلی و اشکهای او که بر آثار عشق میریزد، نیز قابل توجه است. شاعر به مرگ اشاره میکند و میگوید که برای رهایی از غم، باید از خود دل کند و در نهایت، با توجه به مقام و احترام میکوشد تا در محفل مینشان خود، همراه با نور و شادی باشد. بهطور کلی، شعر احساس عمیق فراق و عشق را منتقل میکند.