نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به اسرار حقیقت نیست جز پیر مغان دانا

له فضل علی اهل النهی علما و عرفانا

زمانی گوش بر گفتار او نه تا یقین دانی

که جز تلبیس نبود حاصل تدریس مولانا

اگر بودی کمال اندر نویسایی و خوانایی

چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا

بیا ای کرده احیای ممات هر دل مرده

چه باشد سایه بر ما مردگان اندازی احیانا

تویی فیاض و ما قابل قبول از ما و فیض از تو

فلولاک و لولانا لما کان الذی کانا

نهان بودیم ما در تو کنون گشتی عیان در ما

فکنا فیلک اعیانا و فینا صرت اکوانا

به یکرنگی کشید از نور وحدت وقت ما جامی

فاخر انا کاولینا و اولینا کاخرانا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اسرار حقیقت و شناخت عمیق می‌پردازد. شاعر به نقش راهنمایی پیر مغان اشاره دارد که با دانش و خرد خود، انسان‌ها را به کمال و عرفان می‌رساند. او تأکید می‌کند که فهم عمیق و یقین از طریق گوش دادن به این راهنما به دست می‌آید، و صرفاً یادگیری علمی کافی نیست. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر علم و نوشتن به کمال می‌رسید، پس چرا پیروان بزرگ بیشتر در جستجوی معانی ژرف‌تر بودند. شاعر از پیر مغان می‌خواهد که به احیای قلب‌های مرده بپردازد و بر آن‌ها سایه ببخشد. او می‌گوید که همه‌ی ما در حقیقت، تحت تأثیر فیض و لطف او هستیم و بدون او وجود نمی‌داشتیم. در نهایت، شاعر به وحدت و یکی بودن وجود اشاره می‌کند و از نور این وحدت برای رسیدن به کمال یاد می‌کند، که نه تنها در زمان حال، بلکه در گذشته و آینده نیز همین‌گونه است.