نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ جامی

جامی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

هوای مال و منالش چنان فرو گیرد

کزان نه روز قرارش بود نه شب آرام

نه سیر سازد عز قناعتش ز حلال

نه دور دارد حکم زهادتش ز حرام

گهی ز ظلم نهد در ره ضلال قدم

گهی ز فسق زند در طریق خذلان گام

عجبتر از همه آن کین ضلال و خذلان را

نهند کوردلان دولت و سعادت نام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان قهر و دوری خداوند از انسان اشاره دارد که به خاطر حرص و طمع به مال و دنیا دچار تضاد و سردرگمی می‌شود. انسان در تلاش برای جمع‌آوری ثروت، آرامش و قناعت را در حلال نمی‌یابد و از حرام هم دوری نمی‌کند. او در مسیر زندگی، گاه به ظلم و گاه به فسق روی می‌آورد، اما عجب اینجاست که برخی جاهلان این وضع پلید را دولت و سعادت می‌نامند.