نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لعل لب تو اشک مرا خون ناب کرد

زان شیشه های سبز فلک پر شراب کرد

عکس رخت نمود در آیینه سپهر

نامش خرد به شب مه و روز آفتاب کرد

مشتاق تو به چشمه خور می کند نظر

تشنه ز شوق آب هوای سراب کرد

دل کرد یاد روی تو و دیده اشک ریخت

هرگل که چید دل ز تو چشم گلاب کرد

فکر خط عذار و لبت صفحه دلم

پر خط گونه گونه چو پشت کتاب کرد

می خواستم کمانچه زدن ریش زهد را

این کار را به کام دل من رباب کرد

جامی که در شباب ز می عهد کرده بود

پیرانه سر تلافی عهد شباب کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با حالتی عاشقانه و غمگین، به زیبایی و جذابیت محبوب سخن می‌رانَد. شاعر از اشک و شوق خود به محبوب می‌گوید و اینکه چگونه زیبایی او را تحت تأثیر قرار داده و یادش در دلش نشسته است. اشاره به شیشه‌های سبز و پر از شراب، نماد زندگی و شادی از سر عشق است. شاعر حس تشنگی و اشتیاق را در مقابل محبوب خود بیان می‌کند و اشک‌ها و یادآوری چهره او، گواهی بر شدت این عشق است. در نهایت، شاعر از تجربیات جوانی و پیری و احساس تلافی در برابر آن دوران می‌گوید. این شعر پر است از احساسات عمیق عاشقانه و یادآوری‌های شیرین و تلخ.