شمارهٔ ۱۴۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنان که دست رد به رخ ما نهادهاند
بر ما زبان طعن و ملامت گشادهاند
ظاهر شود چو پرده برافتد ز روی کار
کایشان نه داد مردی و انصاف دادهاند
عزم سفر به عالم دل کردهاند لیک
در ره فتاده بلکه ز ره اوفتادهاند
اول چو سیل رفته خروشان و کفزنان
و آخر میان راه چو ریگ ایستادهاند
اعیان عالمند ولی کور باطنند
بر شکل آدمند ولی دیوزادهاند
در عرصه عمی و جهالت دو اسپهاند
در شاهراه دانش و بینش پیادهاند
جامی ز جام حسن بتان باده خور چه باک
گر منکران نه واقف ازین جام و بادهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد افرادی میپردازد که به دیگران طعنه و ملامت میزنند و از ارزشهای انسانی دورند. شاعر بیان میکند که این افراد در ظاهر، شبیه انسانها هستند اما عملاً از دانایی و بینش تهیاند و در سفر به عالم دل و معنویت گرفتار مشکلاتاند. آنها مانند سیل اولی خروشان به نظر میآیند اما در میانه راه متوقف و ناتواناند. سرانجام، شاعر به ستایش زیبایی و عشق میپردازد و میگوید که هر چند منکران از باده و زیبایی آگاه نیستند، اما او همچنان از آن لذت میبرد.