شمارهٔ ۱۵۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کس که سود چهره به راه تو سود کرد
در روی تو جمال ازل را سجود کرد
مسکین فقیه گوش اشارت شنو نداشت
منع سماع زمزمه چنگ و عود کرد
دیریست می زند دم ارشاد شیخ شهر
آن نارسیده دعوی این کار زود کرد
صوفی نداشت جاذبه صید هیچ کس
کاری که کرد سبحه و دلق کبود کرد
زاهد نبرد راه به سرمنزل فنا
بیچاره چون تحمل بار وجود کرد
افسردگان به ساحل حرمان نشسته اند
خوش آن که جا به لجه بحر شهود کرد
جامی همیشه بود خراب از سرود عشق
آمد صدای نی مدد آن سرود کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند. او میگوید افرادی که در جستجوی حق هستند، باید جمال ازلی را در چهره محبوبشان ببینند. فقها و زاهدان به جای فهم عمیق عشق و حقیقت، به ظواهر و قوانین خشک پایبندند و به آنها در این مسیر کمک نمیکند. در نهایت، شاعر دربارهی عشق و حالتی که در آن انسان به درک حقیقت میرسد، صحبت میکند و میگوید که زندگی با عشق و احساسات واقعی ارزش بیشتری دارد.