شمارهٔ ۱۴۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد
کجه هندوی زلف کچه بازت گل کرد
باغبان زلف سیه برگل رخسار تو دید
یاد جعد گره اندر گره سنبل کرد
با تو گل سر ز گریبان لطافت برزد
جامه را بر تن او باد صبا جل جل کرد
خانه مرغ دلم شاخ سر طوبی بود
عاقبت خانه خود در سر آن کاکل کرد
عاشق مست که در بزم چمن نعره زن است
کاسه داریش گل و مطربیش بلبل کرد
کشتی باده پیاپی پل دریای غم است
وقت آن خوش که عمارتگری این پل کرد
جامی از جام جمالیست غزلخوان که به باغ
گلبن از جرعه ای آن ساغر گل پر مل کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیههای زیبا، تصویرهایی از زلف و چهره معشوقه دارد. باغبان زلف معشوقه را با گل و سنبل مقایسه میکند و به لطافت و زیبایی او اشاره میکند. شاعر همچنین به حالت عاشق و شاداب خود اشاره میکند و عشق را به باده و گل تشبیه میکند. در نهایت، تصویر باغی پر از زیبایی و شادابی در دل عاشق به نمایش گذاشته میشود.