شمارهٔ ۱۷۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
عارف که سخن به راه گوید
الله ولا سواه گوید
اثبات وجود خلق با حق
در طور یقین گناه گوید
هرکس که شود مرید عشقت
اول کم مال و جاه گوید
با خرقه و طیلسان بسازد
ترک کمر و کلاه گوید
بر یاد تو زار زار گرید
وز شوق تو آه آه گوید
کاری که نه غایتش تو باشی
آن را عمل تباه گوید
خواهد خط تو چو شب نویسد
بیند رخ تو چو ماه گوید
چون ماه رخ تو دید جامی
کی وصف شب سیاه گوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و معرفت الهی است. عارف به بیان عشق و حقیقت میپردازد و تأکید میکند که در عشق به معشوق، نیازی به مال و جاه نیست. او به جای ظواهر دنیوی، بر یاد معشوق میگرید و از شوق او آه میکشد. کارهایی که به هدف معشوق نرسند، به نظر او بیارزشند. همچنین، با دیدن چهره معشوق، زیبایی او را با روشنایی ماه مقایسه میکند و به تیرهروزی و نفی شب اشاره میکند. در کل، این شعر بیانگر عمق عشق و تعلق به خداوند و زیباییهای معنوی آن است.