نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به آن بالا و رخ بر هر زمین کان نازنین پوید

سزد کز سایه او سرو خیزد یاسمین روید

کنم از پرده های دیده و دل فرش راه او

دریغ آید مرا کان پای نازک بر زمین پوید

لبش باده ست اگر تلخی کند از وی چه آزارم

زهی نادان کسی کز باده طعم انگبین جوید

تنم ز اندوه شد چون موی چنگ مویه گر گوتا

گشاید موی و بر حال من اندوهگین موید

نه هر سجده که جز در قبله رویش برد عابد

چو بیند ابرویش را از خوی خجلت جبین شوید

مشام جان شد اندر چین زلف او بدانسان خوش

که درد سرکشد گر نافه آهوی چین بوید

مغنی چون کند بر نظم جامی ساز چنگ خود

ز بزم روشنان ناهید بر وی آفرین گوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جاذبه‌ی محبوب خود اشاره می‌کند و از عشق و دلدادگیش سخن می‌گوید. او به توصیف ویژگی‌های محبوبش، از جمله زیبایی چهره و لطافت رفتار او، می‌پردازد و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. شاعر از اینکه محبوبش در حال قدم زدن بر زمین است، ابراز تاسف می‌کند و نسبت به تلخی لبخند او نگرانی دارد. او همچنین به تاثیر زلف و ابروهای محبوبش بر روح و جانش اشاره می‌کند و در نهایت، زیبایی و هنر برخی از هنرمندان را در وصف محبوبش ستایش می‌کند. به طور کلی این شعر مملو از احساس عشق و زیبایی است.