نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را

سر بر خط تو چون قلم خوبان هفت اقلیم را

تعظیم قبله تا به کی بنمای طاق ابروان

تا سجده طاعت برم آن قبله تعظیم را

امسال اگر در طالعم ننهد منجم وصل تو

از دیده جوی خون کنم هر جدول تقویم را

چون حرف دانان را رود ز اسرار قرآنی سخن

نقش خم ابروی تو تأویل بس «حامیم » را

با داغت ابرهیمیم تا خاست از گل آتشت

زانسان کز آتش بیش ازین گل خاست ابرهیم را

زامید و بیم عقبیم شد تیره دل ساقی بیا

می ده که شویم زین ورق حرف امید و بیم را

تسلیم حکم عقل را جامی چه سان گردن نهد

زینسان که تیغ عشق تو زد گردن تسلیم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و علاقه عمیق به یک معشوق است که با ادبیات غنی و تمثیل‌های زیبا عرضه شده است. شاعر به زیبایی‌های ظاهری و باطنی محبوبش اشاره می‌کند و او را در قالب‌های مختلف ستایش می‌کند. او از تأثیر عشقش بر زندگی‌اش می‌گوید و در عین حال به ناتوانی خود در دوری از معشوق و تحمیل شدن احساساتش اشاره می‌کند. همچنین، شاعر در ابیات پایانی به تسلیم شدن و پذیرش عشق و احساساتش پرداخته و بیان می‌کند که چگونه نمی‌تواند در برابر قدرت عشق مقاومت کند.