شمارهٔ ۱۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بنازم آن سوار نازنین را
که برد از کف عنان عقل و دین را
اگر سلطان جمالش را ببیند
کند تسلیم او تاج و نگین را
چو نتوانم که بوسم نعل رخشش
به هر جا بگذرد بوسم زمین را
مراآن لطف ساعد گشت نی تیغ
چو برزد بهر قتلم آستین را
برآرد صوفی انگشت شهادت
چو بیند آن لب چون انگبین را
ز چین زلف چون بنمایدم روی
به یاد آرم نگارستان چین را
چو جامی جز رخش را سجده آرد
بشوید از خوی خجلت جبین را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جذابیت و زیبایی یک سوار نازنین است که نه تنها عقل و دین را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه هر کسی با دیدن او تسلیم زیباییاش میشود. شاعر به شدت تحت تاثیر این جمال قرار دارد و اگرچه نمیتواند نعل اسب او را ببوسد، اما به زمین بوسه میزند. زیبایی او همچون تیغ، محاکمات و تحسینهای صوفیانه را برمیانگیزد و چهرهاش یادآور باغهای چین است. این عشق و زیبایی به حدی است که باعث میشود انسان هرگونه خجالت را فراموش کند.