شمارهٔ ۱۹۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر مست که می به دست گیرد
زان نرگس می پرست گیرد
آن را که فکند ساقت از پای
جز ساعد تو که دست گیرد
با قدر بلند سدره خود را
پهلوی قد تو پست گیرد
گر عشق تو بر فلک نهد بار
پشت وی ازان شکست گیرد
از زلف تو بخت کار ما را
تعلیم گشاد و بست گیرد
هر چند که سیست لام زلفت
صد ماهی دل به شست گیرد
جامی که و جام می که خود را
از لعل لب تو مست گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و قدرت عشق و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هر کسی که مست میشود و میخواهد عشق را تجربه کند، به نرگس معشوق مینگرد و از آن لذت میبرد. او اشاره میکند که هیچ چیزی جز محبت و دستان معشوق نمیتواند او را از زمین بلند کند. همچنین معشوق با قد بلند خود، دیگران را کوچک میکند و عشق او بر قلبها تاثیر میگذارد. در نهایت، شاعر به تاثیر لبهای معشوق بر روح و روانش اشاره میکند و این احساس را مانند جام میای میداند که فرد را به مستی میکشاند.