شمارهٔ ۲۲۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چه جور ماند که برما مه صیام نکرد
کدام عیش که بر عاشقان حرام نکرد
کدام سبزه امید را که خشک نساخت
کدام میوه مقصود را که خام نکرد
رمید نافه رام طرب نمی دانم
ز تار چنگ چرا مطربش زمام نکرد
مقلدند همه خاص و عام عارف نیست
جز آنکه کار به تقلید خاص و عام نکرد
صیام چیست ز جام وصال محرومی
خوشا کسی که درین ماه ترک جام نکرد
به چاشت روزه خود را به باده کرد افطار
حواله اش چو سفیهان به وقت شام نکرد
ز زیرکان نرسد اعتراض بر جامی
به مقتضای چنین صوم اگر قیام نکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی ماه رمضان و آداب و مناسک آن میپردازد و از تناقضها و چالشهای آن سخن میگوید. او به این مسأله اشاره میکند که در این ماه چه خوشیها و لذتهایی از عاشقان گرفته میشود و این که آیا واقعاً روزهداری به معنای قطع ارتباط با خوشیها و لذتهاست یا نه. شاعر همچنین به نوعی انتقاد به تقلید و عدم درک عمیق از مفهوم روزهداری اشاره میکند و از افرادی که به جای درک واقعی، به تقلید از دیگران میپردازند، ناخرسند است. وی در انتها از کسی یاد میکند که در این ماه از لذتهای زندگی خود چشمپوشی نکرده است و به نوعی به فردی که در این روزها از پیمانه باده مینوشد، تحسین میکند.