نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شد

ز دیده خوردن خونم مدام خواهد شد

چنین که لاغر و زرد است ز ابرویت مه نو

چو یک دو هفته برآید تمام خواهد شد

ستون تیر خود از خانه دلم چو کشی

خیال قد تو قایم مقام خواهد شد

چو دایه بر لبت انگشت زد بشارت داد

که خوش عبارت وشیرین کلام خواهد شد

همی نمود ز قدت هنوز نازده گام

که همچو کبک دری خوش خرام خواهد شد

غزال وار رمیدی ز من نمی دانم

که طبع سرکش تو باکه رام خواهد شد

وجود خاکی جامی ز شوق مجلس تو

پس از وفات صراحی و جام خواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به عشق و دوری از معشوق می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگر محبوبش بی‌توجهی کند، درد و رنج او ادامه خواهد داشت. توصیفاتی از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر وجود دارد، از جمله اشاره به زرد و لاغر بودن معشوق به خاطر دوری و غم. او همچنین به تمثیل‌هایی از ناز و لطافت محبوب اشاره می‌کند و از تحولاتی که وجود او در زندگی‌اش ایجاد می‌کند، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که عشقش به معشوق باعث بقا و زندگی او خواهد شد، حتی پس از مرگ.