نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر

ما ضر سر وحدته کثرة الصور

نور وجود مهر و حقایق مهند ازین

بشناس معنی « جمع الشمس و القمر»

ساریست در همه چو به ذات و صفات خویش

دانی که اوست گر به حقیقت کنی نظر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان

دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

کی زو خبر به یک سرمو یابد آن که هست

در راه عشق یک سرمو از خودش خبر

بحر صفاست عشق و کدر ما سوای او

شو آشنای بحر صفا وز کدر گذر

جامی صریر خامه ات «انی انا الله » است

گویا که تو کلیم شدی خامه ات شجر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع وحدت وجود و عشق الهی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که وجود الهی در تمامی اشکال و مظاهر جهان حاضر است و این کثرت نباید ما را از درک یگانگی او غافل سازد. نور وجودی که از مهر و حقیقت سرچشمه می‌گیرد، در تمام وجود ساری است و کسی که حقیقت را بشناسد، می‌داند که او (خداوند) به هر زبانی و با هر بصیرتی قابل درک است. عشق به خداوند بحر صفایی است که انسان را از کدورت‌ها رها می‌کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که در عمق عشق، انسان می‌تواند به شناخت واقعی دست یابد و درکی عمیق از وجود خداوند پیدا کند.