نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از شوق تو شوریست عجب در سرم امروز

داده ست غمت بیخودی دیگرم امروز

نزدیک رسیده ست که از جذبه عشقت

این خرقه سالوس ز هم بردرم امروز

می سوزدم از آرزوی دیدن تو جان

بنشین که زمانی به رخت بنگرم امروز

سودایی زلف توام آن گونه که از وی

یک موی به ملک دو جهان می خرم امروز

سر تا به قدم غرقه شدم در غم و دردت

سیلاب بلا خاست ز بام ودرم امروز

در راه تو جز هستی من نیست حجابی

بگذر به سرم کز سر خود بگذرم امروز

دل دفتر عشق است نفور از رقم عقل

جامی بتراش این رقم از دفترم امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر شوق و عشق عمیق شاعر به محبوبش است. او از حال و هوای عاشقانه‌ای که در دلش ایجاد شده، صحبت می‌کند و از درد و غمی که به خاطر جدایی از معشوقش تحمل می‌کند. شاعر احساس می‌کند که جذبه عشقش او را فراگرفته و به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌تواند طاقت بیاورد. در این حالت، او تنها خواسته‌اش دیدن محبوب است و از عمق وجود می‌سوزد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچ چیز جز وجودش نمی‌تواند مانع عشقش باشد و در نهایت، دلش را به عشق تقدیم کرده و از منطقی که عامل نفرت شده، فاصله می‌گیرد.