شمارهٔ ۲۷۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هست خالی ز سبحه دست خواص
همچو سبحه ز گوهر اخلاص
غرقه در گریه از برای توام
بهر در غوطه می خورد غواص
جنبش هر کسی ز جای وی است
وجد صوفی نیاید از رقاص
قصه تو نخواهم از دگران
آری القاص لایحب القاص
چند جویی خواص خاص از عام
هر براهیم کی شود خواص
کرد صوفی به پاکی تجرید
ریش خود را ز دست شانه خلاص
جامی از عشق جو قبول سخن
نه ز لفظ بدیع و معنی خاص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به عواطف و تجربههای عمیق روحانی و عشق الهی اشاره دارند. شاعر احساسات خالص و عمیق خود را ابراز میکند و میگوید که مانند تسبیحی خالی از معانی ظاهری، در جستجوی اخلاص و پاکی است. او غرق در گریه و عشق به معشوق است و بیان میکند که جنبش و حرکات هر فردی ناشی از درون اوست. همچنین، بر اهمیت خاص بودن در سیر و سلوک تصوف تأکید میکند و میگوید که نمیخواهد داستان عشق خود را از دیگران بشنود، بلکه به دنبال تجربههای خاص و حقیقی است. در نهایت، او به اهمیت عشق و تأثیر آن بر کلام اشاره دارد و بیان میکند که حقیقت کلام بیشتر از زیبایی لفظ و معنی در ظواهر است.