شمارهٔ ۲۷۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
جبین نظم حسن رخت راست مطلع
دو ابرو ز مطلع فروتر دو مصرع
چنان می درخشد زبرقع جمالت
که شد رشته نور هر تار برقع
فتد بخیه بر رو چو از پرده پوشی
نزد شیخ ما وصله ای بر مرقع
غمت در دلم تخم عیش ابد شد
بلی این سراآن سرا راست مزرع
به میخانه گر قالبم خشت گردد
روم بر سر خم نشینم مربع
چو جمعیت آباد دلهاست زلفت
به هر حلقه جمعی نگر کرده مجمع
به زلف تو قطع سخن کرد جامی
کم افتد غزل را بدین لطف مقطع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف زیبایی معشوق میپردازد و او را با زیباییهای طبیعی مقایسه میکند. ابروان او را به دو مصرع زیبا تشبیه کرده و از درخشش چهرهاش به عنوان نوری درخشان یاد میکند. او همچنین به عشق و غم در دلش اشاره میکند و میگوید که غم معشوق به او شادی جاودانی میدهد. در نهایت، شاعر به میخانه و لذتهای آن اشاره میکند و زیبایی زلف معشوق را به گرد آمدن مردم در یکجا تشبیه میکند. اشعار او به زیبایی و عشق متصل است و در پایان به عشق خود و شکوه آن ابراز شوق میکند.