نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای خط و لب تو را به هم نزدیک

خضر و آب بقا به هم نزدیک

برسر کوی تو ز خواری عشق

پادشاه و گدا به هم نزدیک

کن وفا وعده جفا که بود

این جفا و وفا به هم نزدیک

با توهمسایگی چه سود کند

دل ز هم دور جا به هم نزدیک

حال چشمم ز ابر پرس که هست

هر دو را ماجرا به هم نزدیک

شد تنم چون زره ز بس که رسید

از تو تیر جفا به هم نزدیک

هوسی دان ز حد امکان دور

دیگران دور و ما به هم نزدیک

جامی و فکر وصلت آری هست

عشق و ماخولیا به هم نزدیک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نزدیکی و هم‌نوازی عواطف و تجربیات انسانی سخن می‌گوید. او به مقایسه‌های زیبایی می‌پردازد، مانند نزدیکی خضر و آب بقا، پادشاه و گدا، و همچنین تأمل در عشق و جفا. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی با وجود فاصله ظاهری (دل‌های دور)، احساسات و تجربیات مشترکی بین انسان‌ها وجود دارد. در نهایت، او به ارتباط عمیق عشق و آرزو اشاره می‌کند و اینکه این تجربیات و احساسات، حتی با اختلافات، در نهایت به هم نزدیکند.