شمارهٔ ۳۰۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام
ماهیت جمال تو اینست والسلام
مستغرق مشاهده آن دو رخ شدم
زان فارغم که ماه کدام است و خور کدام
زلفت چو سایه از سر سروت فتد به خاک
بادم به فرق سایه سرو تو مستدام
شیخان نارسیده چه دانند قدر عشق
کم جوی طعم پختگی از میوه های خام
از زرق و حیله دام به هر سو نهاده اند
تا آورند مرغ دل جاهلی به دام
درتنگنای صورت تقلید مانده است
زاهد پی محافظت اعتقاد عام
جامی که پی به مشرب تحقیق برده است
رغم عوام را به کف خود نهاده جام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و شاعر از اوج زیباییهای او صحبت میکند. او به شدت مجذوب چهره و جمال محبوبش شده و در حال غرق شدن در زیباییهای اوست. شاعر بین ویژگیهای ماه و خورشید و معشوق خود مقایسه میکند و به این نتیجه میرسد که زیبایی محبوبش فراتر از هر چیز دیگری است. شاعر به ویژگیهای زلف محبوب اشاره میکند و دلیلی برای ادامه عشق و علاقه خود به او مییابد. او به دوری اهل شریعت و کلیشهها اشاره کرده و تاکید میکند که تنها تجربه واقعی عشق میتواند درک عمیقتری از این حس را به دست دهد. در پایان، شاعر به بحث درباره اعتقادات عمومی و جستجوی حقیقت پرداخته و به ارزش تجربه شخصی و درک عمیقتری که از عشق و زیبایی دارد، اشاره میکند.