شمارهٔ ۳۲۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خیزید حریفان که به میخانه درآییم
سلخ رمضان است به می روزه گشاییم
درد سرتسبیح و تراویح شد آخر
گلبانگ زنان رخ به در میکده ساییم
هر زنگ که از صوم ریا آینه دل
بسته ست به جام می صافی بزداییم
ترسم که گر امشب ز قدح دست بداریم
فردا ز ندامت سرانگشت بخاییم
ما درد کشانیم که جمعیت خاطر
دریوزه کنان از نظر اهل صفاییم
داریم به کف آینه جام که در وی
محبوب ازل را به محبان بنماییم
آن قوم که بی سبق عمل اهل قبولند
جامی به طرب کوش و قدح نوش که ماییم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوتی است به شادی و نوشیدن در میخانه، به ویژه در آخر ماه رمضان. شاعر به دوستانش میگوید که زمان رهایی از روزه و محدودیتها فرارسیده و باید از می لباسی تازه بپوشند. او نگرانی از عواقب بعدی را نیز مطرح میکند، اما تأکید میکند که دردها و رنجهای زندگی را باید با هم جمع کرد و از لبخند زندگی لذت برد. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که در جمعی که اهل صفا هستند، باید به شادی و سرور پرداخت و با هم محبوب ازلی را تجلیل کرد.