نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ساقی برآمد ابر بهاران

شد سبزه و گل خرم ز باران

ژاله گهر ریخت در جام لاله

لاله علم زد بر کوهساران

نرگس گشاده چشمی پر اختر

شب تا سحر چون شب زنده داران

صحرا گرفتند خلوت نشینان

پیمان شکستند پرهیزگاران

خوش آنکه گیرد چون لاله ساغر

بر روی سبزه با گلعذاران

کرده بنفشه بر فوت فرصت

دراعه نیلی چون سوگواران

جامی خمش کن کان تازه گل را

همچو تو بلبل باشد هزاران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی‌های بهار و شور و نشاط آن است. شاعر به وصف رنگ‌های زنده و طراوت طبیعت می‌پردازد و از خوشحالی گل‌ها و گیاهان در چنین فصلی سخن می‌گوید. ساقی به میان آمده و جامی پر از گل و باران را به تصویر می‌کشد. لاله‌ها و نرگس‌ها در حال شکفتن و زیبا شدن هستند و دل‌های پرهیزکاران به خاطر زیبایی و جذابیت بهار می‌شکند. در پایان، شاعر به لزوم لذت‌بردن از لحظات زیبا و استفاده از فرصت‌ها اشاره می‌کند.