نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ماییم ز مشرب مغانه

در کوی مغان گرفته خانه

همواره می مغانه نوشیم

بر نغمه چنگ یا چغانه

عشق است ترانه گو درین بزم

غافل منشین ازین ترانه

زاهد که ز زهد خشک خواند

این تازه ترانه را فسانه

از سبحه مقید عدد ماند

کی راه برد به آن یگانه

جامی که ز دیدن حجب بود

در رفع حجاب جاودانه

چون دید که آن حجب جز او نیست

برخاست حجابش از میانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و حال و هوای می‌نوشی و شادی در بزم مغان است. شاعر می‌گوید که ما در دنیای مغان زندگی می‌کنیم و همواره از شراب مغانه لذت می‌بریم. عشق به عنوان ترانه‌ای در این بزم مطرح می‌شود و توصیه می‌کند که از این ترانه غافل نشوید. زاهدانی که فقط به زهد خشک می‌پردازند، این شادی و عشق را نمی‌فهمند و آن را فسانه می‌دانند. در انتها، شاعر به موضوع حجاب و کشف واقعیات اشاره می‌کند و می‌گوید که وقتی انسان ببیند که آن حجب جز خود او نیست، آن حجاب از میان برداشته می‌شود.