شمارهٔ ۴۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
اگر جانم رود گو رو بقای جان او بادا
اگر فرمان دهد خطش به خونریز وفاداران
چو خامه جمله را سربر خط فرمان او بادا
چو شب بر آستانش سر نهم ذوق غلامی را
به گردن طوقم از دم سگ دربان او بادا
به دامانش نشاید کرد کار خون فشان چشمم
به جاروب مژه فراشی میدان او بادا
چو از باد خزان باغ و بهار از هم فروریزد
بهار باغ عمرم غنچه خندان او بادا
همی رفت از لطافت خوی فشان واندر دعا خلقی
که کشت ناامیدان خرم از باران او بادا
بجز وصف جمالش نگذرد بر خاطر جامی
تماشاگاه جان عاشقان دیوان او بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و فداکاری شاعر نسبت به معشوق است. او به زیبایی و تاثیر عمیق معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر در این عشق زخم بخورد یا جانش را از دست بدهد، خواهان بقای معشوق است. شاعر نشان میدهد که فرمان معشوق را فراتر از هر چیز میداند و حتی اگر از او خواسته شود که به خونریزی وفاداران بپردازد، آن را انجام میدهد. او خود را غلام و دربان معشوق میداند و برایش آماده است تا در برابر سختیها تسلیم شود. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که غم دوری از او را نمیتواند تحمل کند.