نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

عشق تو منسوخ ساخت دفتر علامگی

بر ورق ما نوشت حرف سیه نامگی

خلعت شه باد چست بر قد خاصان که هست

جامه درویش بس خلعت بی جامگی

در ره خودکامه ای خاک شدیم و هنوز

از سر او کم نشد نخوت خودکامگی

بس که کنند ازدحام بهر تماشا عوام

مجلس واعظ گرفت صورت هنگامگی

محرم راز تو نیست کس به جهان زان شوند

خاصگیانت نهان در حجب عامگی

نفس که شد مطمئن در کنف عشق تو

رست ز امارگی ماند ز لوامگی

جامی و نظم بلند کز پی ثبتش کند

وجه قمر صفحگی تیر فلک خامگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و ستایش عشق می‌پردازد و احساسات عمیق شاعر را دربارهٔ عشق و معشوقه‌اش بیان می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که عشق تو باعث شده است که ارزش‌ها و نشانه‌های غیرواقعی زندگی بی‌اهمیت شوند. او با بیاناتی زیبا به توصیف زیبایی‌ها و ویژگی‌های معشوقه می‌پردازد و احساساتی چون عشق و خودکامی را بررسی می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی فراتر از ظواهر است و تنها افراد خاص می‌توانند به این عشق پی ببرند.