نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

روشن به تو گویم که شب قدر کدام است

گر زانکه تو ادراک شب قدر توانی

آنست شب قدر که بر جان محمد

قرآن عظیم آمده و سبع مثانی

آنست شب قدر که از نور جمالش

وارست کلیم از شب تاریک و شبانی

آنست شب قدر که بر طلعت ماهی

تا مطلع فجرش به تماشا گذرانی

ماهی که بود غایت حاجات و مقاصد

ماهی که بود قبله آمال و امانی

جامی چو به این شب برسی از پی عمری

زنهار سلام من بیدل برسانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به جستجوی معنا و اهمیت شب قدر می‌پردازد و می‌گوید که هر شب می‌تواند شب قدر باشد اگر انسان آن را قدر بداند. او شب قدر را بر می‌شمارد و به رویدادهای عظیمی که در آن شب روی داده، اشاره می‌کند؛ مانند نزول قرآن به جان پیامبر و تجربه‌های معنوی که در آن شب برای انبیا و اولیا اتفاق افتاده است. در نهایت، شاعر از کسی می‌خواهد که اگر به این شب معنوی و ارزشمند دست یافت، سلام او را به فردی به نام «بیدل» برساند.