نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

در وقت گل ای بلبل فریاد بسی داری

خوش وقت تو کز هرگل فریادرسی داری

از قافله لیلی گر واپسی ای مجنون

این بس که به گوش از وی بانگ جرسی داری

از کوی وی ای زاهد مایل سوی فردوسی

گر نغلطم از بستان رو در قفسی داری

پروانه صفت هرکس گرد سر تو گردان

لیکن تو کجا هرگز پروای کسی داری

از بهر خدا بگسل پیوند رقیب از خود

تا چند چو گل دامان در چنگ خسی داری

کردی به دل ای صوفی اسباب جهان شیرین

با دعوی طاووسی شغل مگسی داری

از مهر بتان جامی هر لحظه برآری دم

چون صبح درین معنی روشن نفسی داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق و زیبایی طبیعی اشاره دارد. شعر به بلبل و گل‌ها و همچنین به حالت‌های مختلف عاشقانه و معنوی پرداخته است. شاعر به بلبل توصیه می‌کند که از وقت خوش و زیبایی‌های اطرافش بهره ببرد و از زندگی و عشق لذت ببرد. او همچنین به مجنون (عاشق) و زاهد (عابد) اشاره کرده و به آنها می‌گوید که به جای نگرانی‌های دنیا، به عشق و زیبایی فکر کنند. شاعر در نهایت به پیامدهای دلبستگی به دنیا و رقیب‌ها می‌پردازد و توصیه می‌کند که بندهای وابستگی را بگسلند و به دنبال حقیقت و زیبایی واقعی باشند. با زبان زیبا و نمادین، شاعر به جست-andجوی عشق و معنای بالاتر زندگی دعوت می‌کند.